"Long Long Summer Days"
زندگی من بر پایه یک فصل سال بنا شده، واضحه که اون فصلام تابستونه.
من تمام سه فصل دیگه سال رو در حسرت تابستون میگذرونم. پاییزها را همش افسرده ام و در بهت و حیرت اینم که تابستون چه زود تموم شد. سرمای زمستونها را با وعدهی گرمای تابستونها تحمل میکنم و کل بهارها سرخوشم از تابستونی که داره به زودی میآید.
خب، حتما به این فکر میکنین که تابستونها را دقیقا چی کار میکنم؟
باید بگم دقیقا هیچی،هیچ وقت فرصت انجام کارهایی که دلم میخواد رو پیدا نمی کنم،برای همین در انتظار تابستون سال بعد میشینم!
+ نوشته شده در 6 Aug 2010 ساعت توسط پیرمرد کثیف
|