"My Wings"
بعضی وقتها که نه از روی وسواس چیزی روی دستمال کاغذی می نویسم، شلخته وار گمش می کنم. اون موقع فکر نمی کنم که حوصله داشته باشم به اونها نگاه کنم.
و چقدر خنده داره یک ماه بعدش، وقتی با عجله و کلافگی تمام دستمال کاغذی های جا مونده رو میزها ، سطل آشغال و کشوی کاغذها رو می گردم. خیلی جالبه که معمولا آخر سر هم پیداش می کنم. خیلی از این قسمت لذت می برم.
وقتی پیداشون نمی کنم فکر می کنم
احتمالا یکیش افتاده زیر چرخ یه ماشین، اونم فقط تو روز بارونی
احتمالا یکیش هم داره تو ماشین لباسشویی تاب می خوره
و احتمالا یکیش هم اشتباها دادم به خانمی که ازم دستمال خواست
و یکیشم هنوز باد داره می بره.
دستمال کاغدی خیلی خوبه، چون اگه دلش نخواست بمونه می تونه پر بکشه بره از پیشم.
اصلا ناراحت نمی شم، چون اگه بره حداقل سعی می کنم یکی بهترشو بنویسم.
من اینجا می مونم تا بنویسم، برای همین بهم می گن لجباز!