پریشب نشسته بودیم با یکی از بچه های اهل دل صفت حاج آقاها رو بر می­شمردیم: اولش شروع کردیم با «تسبیح، شکم گنده، پیرهن روی شلوار، ته ریش، غبغب» بعد که یه خورده گذشت، نشستیم فکر کردیم به «استغرالله گفتن، زنان کوچه و خیابان رو ناموس خود فرض کردن و زیرزیرکی دخترهای رهگذر رو پاییدن».  اما جز کاملا انکارناپذیرش برای من «زن دوم» بود. بعد از اینکه گفتم «زن دوم» داشتیم از خنده خفه می­شدیم.

یعنی اگه شخصی همه این صفتها را داشته باشه اما عاری از زن دوم باشه، از نظر من حاج آقا نیست. خلاصه یه همچین آدمهایی هستند؛